همه ی زندگی من وندا عسلهمه ی زندگی من وندا عسل، تا این لحظه: 15 سال و 2 ماه و 22 روز سن داره

پرنسس زیبای ماما و بابا

یه اتفاق تازه

سلام ملوسکم 4 شنبه 30.1.1391 می خواستم اتاقو جارو بکشم فکر کردم دیدم امن ترین جا تختته که هیچ اتفاقی نمی افته،خلاصه سر گرم بودم که یهو صدای خانم کوچولو بلند شد.......... دددددددددددددددد با فتحه و بلند در حد داد زدن تا برگشتم قلبم وایساد بــــــــــــــــــــــــــله شما وایساده بودی لب تخت و دستتو تو هوا می چرخوندی و میزدی به لبه ی تخت راستی این عکس دندونات کارای دیگه هم کردی ،ادامه ی مطلب همیشه دوست داشتم فسقلیم رو شکم بخوابه تا ازش عکس بندازم 30.1.1391 توی خواب برای اولین بار غلت زدی و روی شکم خوابیدی، قبلا بیدار می شدی و گریه می کردی تا دمر بخوابونمت البته اینجا فرداشه، که همین طوری هم می می خوردی کلا...
30 فروردين 1391

خوردنیها

وندای نازم خیلی وقته از غذاهات ننوشتم به سوپت عدس و ماش اضافه شده،مغز قلم هم میریزم تو سوپت،مامان سوسنی روغن قلمارو گرفته ماست خیلی دوست داری و پودر پسته،منم پودر پسته رو میریزم رو ماست و بهت میدم نوش جونت زرده ی تخم مرغ هم دوست داری اما هنوز نصفش رو میخوری و کامل نمی خوری منم بقیشو میریزم تو سوپت آب سیب هم دیروز بهت دادم یه کم خوردی ولی خوردی اما اصلا موز دوست نداری نه شیر موز و نه موز پرتغال هم دوست داری،پرتغال خوردنت هم دیدنیه شیر پاکتی هم دوست داری اما نمی دونم واست خوبه یا نه بیسکویت هم اگه دست خودت باشه یه کم میخوری اما با شیر یا چایی کمرنگ اصلا آب هویج هم دوست نداری می بینی مامانی غذا خوردنتو بیشتر دوست د...
27 فروردين 1391

وروجکی شده، دیدنی

الهی مامان دورت بگرده دختر نازم یه کارایی می کنی مامانی راستی تا یادم نرفته بگم که کلاغ پر بازی میکنی اما دستتو نمی یاری بالاها فقط انگشت اشارتو میذاری همون جایی که من میذارم بعد وقتی میگم پر جیغ میکشی و میگی دددددددددد با فتحه خیلی دوست داری هی وسایلارو برداری و بذاری سر جاشون       مثلا: تل موی مامانو بر میداری (البته همزمان موهامو هم از ریشه بیرون میاری) و میخوای بزنی تو موهام دوباره و هی میزنیش به پیشونی بنده،در مورد شونه ی موهامم همین برنامه برقراره عاشق این هستی که وسایل داخل کیف دستیمو بیاری بیرون و دوباره برگردونی سر جاش خیلی از دستگاه کارتخوان خوشت میاد  و خیلی دوست داری کاغذش...
27 فروردين 1391

جشن دندونی وندا

بله اینم جشن دندونیه دختر خوشگلم جمعه18.1.1391 البته عزیزم توی فامیل خودم فقط آش پخته میشه و فامیل بابا هم اعتقادی به آش ندارن و این اولین تجربه ی منه اگه خوب نبود ببخشید شما هم اولین نی نی فامیلی که جشن دندونی داشتی اینم عکساش دومین مرواریدت هم 21.1.91 جوونه زد دندون پیشین جلویی سمت چپ حالا بریم ادامه ی مطلب اینم گل سرت این کارتت متنش این بود: اولین مروارید من جوونه زده ، به همین مناسبت مامان و بابام برام آش پختن ، شما هم تو شادیمون سهیم باشین و از این آش میل کنید. نوش جونتون از طرف دردونه ی مامان و بابا اینم کیک و اینننننننننننننننننم آش مخلفات آش هم: لوبیا،عدس،نخود،...
19 فروردين 1391

کارای وندای 8 ماه و 9 روزه

نفس مامان امروز یه کارایی کردیییییییییییییییییییییییی که دلم ضعف میره حتی بخوام بنویسم از تلویزیون موزیک پخش شد گفتم نانای نای و دستمو تکون دادم شمام یه دستتو تکون میدادی و می خندیدی،چند بار از ذوق تکرار کردم و باورم شد داری  واقعا نی نای نای میکنی قبلا روی چهار دست و پات می ایستادی و خودتو تکون میدادی و ماهم میگفتیم یک دو،اما امروز وقتی گفتم یک دو بعدش خودتو تکون میدادی داشتی دکمه ی لباسمو می خوردی گفتم نه مامان این خوردنی نیست،آ آ ،فورا سرتو آوردی بالا و یه چیزایی به زبون خودت گفتی و دوباره دکمه خورون انگار داشتی واسم دلیل می آوردی یا شایدم داشتی دعوام می کردی،سه بار دیگه هم بهت گفتم و هر بار همین کارو کردی،تا اینکه دس...
15 فروردين 1391

اولین دندون مرواریدی وندا

هورااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا وندا داره یه دندون      قند میخوره از قندون فرشته ی مهربون      آورده براش یه دندون امروز 13 فروردین ٩١ یه مروارید کوچولو روی لثه ی پایین دردونه ام جوونه زد اولین دندون پیشین میانی سمت راست دختر زیبای من چند روزی بی تابی میکردی اما فقط موقع خواب و ما فکر میکردیم بد خواب شدی روی لثه های نازنینت هم هر چیزی که در دسترست بود میکشیدی،اما نه من تاولی میدیدم و نه تب و اسهالی،فقط روی لثه هات مثل قالب دندون شده بود بهت سیب و هویج و سر شیشه ی آب خوریتو میدادم تا بکشی رو لثه هات (سیب آرام بخشه) امروزم خیلی آروم بودی و شب ساعت 9 بهت...
14 فروردين 1391

سرما خوردن دوباره وندا

دنیای زیبای من متاسفانه باز سرما خوردی،خیلی ناراحتم،7 فروردین بردمت حمام نذاشتی تو حمام لباس تنت کنم منم آوردمت تو اتاق و لباساتو تنت کردم و عصر هم رفتیم بیرون و هوا هم سرد بود ،شب که آمدیم خونه دیدم عطسه میکنی و موقع خواب هم سرفه کردی اما صبح که از خواب بیدار شدی آبریزش بینی هم داشتی،بردیمت دکتر بهت شربت ازیروسین و ستیریزین داد خیلی عذاب وجدان دارم که چرا مراقبت نبودم، عزیزم تو همه ی وجودمی و نفسم به نفست بنده زودتر خوب شو خیلی دوست دارم ...
10 فروردين 1391

نوروز 91

سلام قند عسلم اولین بهارت مبارک جقدر ما خوشبختیم که امسال پای سفره ی هفت سین عزیزی مثل تو رو کنارمون داشتیم مامانی البته ما لحظه ی تحویل سال داشتیم تعویض لباس میکردیم،شمارو آماده کردم و گذاشتم تو واکرت و داشتم خودم آماده میشدم تا اومدیم بیایم سر سفره هفت سین سال تحویل شد اینم یه جورشه دیگه عزیز نفسم ایشالا که خداوند مهربان به قلبت عطوفت،به روز و شبت آرامش،به لحظه هایت موفقیت عطا کند و احوالت را به بهترین حالات مبدل کند اینم سفره هفت سین ما که بخاطر وندای نازم که امسال اولین نوروزشو تجربه میکنه این مدلی چیدم عکسای گل خوشگلمو پای سفره هفت سین میذارم ادامه ی مطلب با عیدی که آقای پدر از لای قرآن بهت داده عکس انداختی ...
7 فروردين 1391

8 ماهه شدی خانم توچولو

دردونه خانم 8 ماهه شدنت مبارک با هم رفتیم بهداشت وزنت 150 گرم کم شده بود اما روی نموداره آخه اصلا غذا نمی خوری شیرین عسل این ماه خیلی چیزا یاد گرفتی گفتنی ها: نن نن نن نن نن نن نن نن نن دد دد دد دد دد دد دد دد دد به به به برای هر نوع خوردنی و نوشیدنی ما ما ما ما ما ما ما ما ما ما با با با با با با با با با با با با با اااااایییییی با کسره وقتی میخوای کسی رو صدا بزنی آپ آپ مواقعی که آب میخوری که اگ با کسره انجام دادنی ها: وقتی نشستی به یه طرف بر میگردی تا اینکه روی زمین میخوابی وغلت میزنی اگه بغلم باشی کسی بگه بیا سرتو خم میکنی و می چسبونی بهم همه چیزو دست میزنی و ل...
6 فروردين 1391

عکسای 7 ماهگی نفسم

پرتغال خوردن از نوع ونداییش بازم عکس هستا بریم ادامه ی مطلب؟؟؟؟؟؟؟؟ اینجا هم ظرف پسته رو برداشتی نه خودت تونستی بخوری نه گذاشتی من بخورم عاشق ای ژستای هنریتم خوابی معصومانه از یک فرشته ی پاک اینجا هم رو شونم خوابت برده و خاله سارا ازت عکس انداخته عروسک خورون وندای نازم این همون عروسکه...اگه بدونی تو مغازه واسش چطور دست و پاهاتو تکون میدادی که فروشنده تا کدشو وارد کرد دادش بهت بعد با ما حساب کرد عاشق این مدل خوابیدنتم هی می خوای بری بغل خاله سارا ...
1 فروردين 1391