همه ی زندگی من وندا عسلهمه ی زندگی من وندا عسل، تا این لحظه: 15 سال و 2 ماه و 23 روز سن داره

پرنسس زیبای ماما و بابا

واکسن 6 ماهگی

سلام عزیز دلم نمی دونی چی کشیدم مامانی الان یه هفته است که آروم و قرار ندارم،دیشب هم خوابم نبرد و از استرس قلب درد و دست درد گرفتم تا بالاخره رفتیم و واکسنتو زدی،وای نانازم انقدر گریه کردی،هم گریه ی از درد و هم لوسی با هم قاطی بود، خودمم گریه ام گرفته بود،ولی بالاخره آروم شدی و آقای پدر بغلت کرد و خوابوندت و اومدیم خونه و یک ساعت خوابیدی و بعدش.......معجزه بود با خنده بیدار شدی و انقدر واسم خندیدی که منم شاد شدم الانم که ساعت 12 ظهره تو بغلم نشستی و پتو انداختم رو پاهات و داری با پتوت بازی می کنی خدایا ازت ممنونم تشکر ...
6 بهمن 1390

6 ماهه شدی عسلم

شش ماهه شدنت مبارک شیرین عسلم حالا بریم ببینیم این دختر زیبا در این ماه چطوری بوده چطوری شیر میخوردی: جونم برات بگه که خیلی بازیگوش شدی و بیشتر تو خواب شیر می خوری آخه وقتایی که بیداری اگه شیر بخوری که همه ی کارا می مونه اونوقت کی حواسش به اطرافش باشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟بیشتر هم دوست داری بشینی و شیر بخوری،عکساش هست که بعدا می بینی... چطوری می خوابیدی: مثل فرشته ها،ناز و زیبا.اما ساعتای خوابت در طول روز کم شده و وقتی هم که می خوابی بیشتر از یک ساعت نمی شه،شبا توی خواب هم تکون می خوری،سرتو چپ و راست میکنی،چشما و بینیتو می مالی،دستتو از زیر پتو میاری بیرون و آزادا نه تو هوا ولش میکنی،راستی قبل از خواب هم چشماتو می مالی و می ...
6 بهمن 1390

چند تا عکس از 5 ماهگی

ناناز م می خواستم بهت دارو بدم قاشقو گرفتی و ول نمی کردی عکس عروسک شدنت رو میذارم ادامه ی مطلب بدون شرح مامی گذاشتمت رو زمین و صورت ماهت سمت کتابا بود یهو هی هوم هوم کردی و تا برگشتم نگات کردم دیدم چرخیدی سمت مامی و داری صدام میزنی،دوست داشتم بخورمممممممممممممممت ...
5 بهمن 1390

اولین سرماخوردگی

با سلام به همه ی دوستای گلمون وندا و مامانی دو هفته خونه ی مامان سوسنی بودن آخه جفتشون سرما خوردن مامان سوسنی هم حسابی بهشون رسیده تا خوب خوب شدن با تشکر از بابا جون حاجی،مامان سوسنی،خاله سحر وووووو خاله سارا بخاطر زحمتاشون اینم چند تا عکس از بازیگوشی های این ملوسک تو این چند روز اینجا قندا رو ریختی مامان سوسنی هم بهشون دست نزد تا بابا جون هم از سر کار بیان و شیرین کاریهای نوه شونو ببینن بقیشو بریم ادامه مطلب؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ واست کتاب خریدن تا سرگرم شی ٥شنبه ٢٩.٩.١٣٩٠ موهاتو زدیم یاد گرفتی پاهاتو بگیری اینجا ساعت ١ بامداده،هی خوابت میکردم تا میذاشتمت سر جات میدیدم بیدار شدی ...
5 بهمن 1390

سوپ و پوره ی هویج

سوپ مواد لازم: گوشت ماهیچه،جعفری،هویج،برنج،سیب زمینی طرز تهیه: گوشت را به قطعات کوچک تقسیم می کنیم،جعفری ساتوری را هم به همراه هویج و سیب زمینی رنده شده به گوشت اضافه می کنیم و با مقداری آب می گذاریم تا بپزد بعد برنج را اضافه می کنیم و می گذاریم تا جا بیفتد. من بعد از اینکه سوپ رو میکس کردم ریختم تو صافی و آبش رو به وندا دادم چون وندا چیزای جامدو نمی خوره و دوست نداره. پوره ی هویج مواد لازم: هویج،کره،شیر طرز تهیه: بعد از پخت هویج(به صورت بخار پز)آن را نرم می کنیم و با کمی شیر و کره مخلوط می کنیم و دوباره روی حرارت گرم می کنیم. در اینجا باز هم بنده شیر بیشتر ریختم تا وندا خانم میل کنن.در ضمن پوره هم دوست داری،از سه شنبه ...
19 دی 1390

هنرمندان کوچولو

شکوفه ی گیلاسم تازه فهمیدم شما فسقلی ها چقدر هنرمندین هیچ کس همچین هنری نداره: توی خواب با چشم بسته گریه کنه اما بیدار نشه گرسنه باشه و می می بخوره بازم بیداره نشه آخه کی می تونه جز شما توچولوهای ناز؟ بازم کی میتونه جز شماها چند مدل گریه بلد باشه واسه خواب،می می،ابراز وجود و... راستی مامانی امروز وقتی می خواستی ذوق کنی و باهامون صحبت کنی جیغ می کشیدی دیگه یاد گرفتی جیغ بکشی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ همه جوره دوستت دارم جیغ جیغوی مممممممممن ...
19 دی 1390

اولین برقراری ارتباط زبانی وندا

چقدر شیرین هستن لحظه های با تو بودن نفس من از وقتی 5 ماهه شدی یه سری کلمه ها رو ادا میکنی مثل مام مم ممه امه هوم هومه ننه بوم ابوم اما دو روزه که.............................. وقتی گرسنه می شی میگی مم و وقتی منو می خوای میگی مام یعنی داری از کلمه ها کاربردی استفاده می کنی و این اولین برقراری ارتباط کلامیه وندای منه می خوام خودم تنهای تنها به قربونت برم  و دورت بگردم ...
16 دی 1390

مادرانه فقط برای تو

کودکم داشتنت بمن حس زیبایی می دهد و دوست داشتنت زیباترین حس دنیاست دوستت دارم مهربانم ای خوب! یاد قلبت باشد یک نفر هست که دنیایش را همه ی هستی و رویایش را،به شکوفایی احساس تو پیوند زده و دلش می خواهد،لحظه ها را  با تو،به خدا بسپارد مهربانم ای خوب! یک نفر هست که با تو تک و تنها،با تو پر اندیشه و شعر است و شعور پر احساس و خیال است و سرور مهربانم!این بار یاد قلبت باشد یک نفر هست که با تو  به خداوند جهان نزدیک است و به یادت هر صبح،گونه سبز اقاقی ها را از ته قلب و دلش می بوسد و دعا می کند این بار که تو با دلی سبز و پر از آرامش،راهی خانه خورشید شوی و پر ا...
12 دی 1390

بازم عکس

فرشته کوچولو ببین مثل خان های قدیم نشستی و دلقک دربار داره شمارو می خندونه فعلا بعد از غلت زدن دایره ای  می چرخی اینجا خیلی خوابت می اومد اما نمی خوابیدی و گریه می کردی بابا پیشنهاد داد بریم با ماشین بچرخیم تا بخوابی،بعد از عکس سرتو گذاشتی رو شونه ام و خوابت برد ...
12 دی 1390

هنر دست خاله صبا

دلبندم خاله جون صبا واست لباس بافته و فرستاده،نگار خانمم یه لباس خیلی زیبا واست بافته،دستشون درد نکنه،خدا کنه بتونم جبران کنم،بازم ممنون این هنر دستای خاله جان صبا اینم هنر دستای خاله نگار     ...
11 دی 1390