همه ی زندگی من وندا عسلهمه ی زندگی من وندا عسل، تا این لحظه: 15 سال و 2 ماه و 23 روز سن داره

پرنسس زیبای ماما و بابا

روز پدر 91 روز بابای وندا

سلام بابایی عشق من بهترین بابای دنیا روزت مبارک می دونم که خیلی حواست به منه می دونم که خیلی دوستم داری می دونم که همیشه مثل کوه پشتم هستی منم دوست دارم منم عاشقتم و دختر خوبی میشم برات خوشحالم که نی نی شمام ...
18 خرداد 1391

اولین سفر وندا روزی خوب بعد از ......

سلام دختر کوچولوی نازم خدارو شکر حالت کاملا خوب شده دوستای گلم ممنون از همتون که تنهام نذاشتین پنجشنبه ساعت10.30  وندا رو بردم یه دکتر عمومی دکتر عبدالهی ، تا وندارو دید گفت خانم این بچه عفونت داره ، خدارو شکر کن که با این تب چیزیش نشده ،داروی سفکسیم و فورازولیدون و استامینوفن بهش داد و گفت سریع شروع کنم سه مرتبه که داروهاتو بهت دادم خدارو شکر تبت قطع شد، از مطب دکترکه اومدیم مامان سوسنی هم اومد خونمون و جلوی من خودشو میگرفت که گریه نکنه اما آخرش..... داروهاتو هم بهت دادن خاله صبا هم مرتب زنگ میزد و احوالتو می پرسید و همش گریه میکرد ، ما هم که رفتن خونشون و کنسل کرده بودیم ، دوباره تصمیم گرفتیم بریم ، ساعت یک ظهر بود که حر...
17 خرداد 1391

روزهای غمناک

سلام دختر شیرینم مامانی 3 هفته پیش بود که تو مدفوعت خون دیدم البته کم بود اما همین منو تا مرز مردن برد ، بردمت پیش دکتر البرزی و گفتم که غذا هم نمی خوری ، واست آزمایش ادرار نوشت و چند روز بعد دوباره جواب آزمایشو بردیم نشون دادیم گفت عفونت نداره اما باید دوباره تکرار بشه چون درست ادرارشو نگرفتین و چند تا میکروب باهاش قاطی شده اومدیم خونه و روز بعد اسهال گرفتی ، 12 مرتبه دفع داشتی خیلی نگرانت شدیم ، رفتیم پیش دکتر ظهوری که اونم گفت چیزیت نیست مثل دکتر البرزی ، اما بهت داروی او آر اس و شربت کوتریموکسازول داد، داروهاتو مرتب بهت میدادم اما فقط شربتو می خوردی تا اینکه  دیشب ساعت 3 دیدم داری تو تب می سوزی فورا بابا رو صدا زدم و تا صبح با...
11 خرداد 1391

دو تا عکس از 9 ماهگی...بمونه یادگاری

خوشگل خانمی تو ماهی که گذشت رفتیم نمایشگاه خودروهای کلاسیک   مسئول نمایشگاه هم ازت عکس گرفت ولی تا خواست از یه زاویه ی دیگه هم ازت بگیره ترسیدی و زدی زیر گریه گلم اینجا هم رفتیم باغ جنت و مامان جون گل زده به موهات   قشنگترینم انقده حرفمو گوش میدی......میگم بخواب سرتو میذاری رو دستم میگم کیه کیه در میزنه فورا میزنی به در اتاق میگم بیا میای میگم نه این خوردنی نیست فورا هر چیزی که کردی تو دهنت و میاری بیرون از 7 ماهگیت هم به هر چیزی که میخوای دست بزنی اول به من و بابا نگاه میکنی اگه گفتیم بردار یا خندیدیم برمیداری هر چیزی که میخوری دستتو میاری بالا به منم تعارف می کنی و حتما هم باید بخورم توپ بازی رو هم خیلی دو...
7 خرداد 1391

دهمین ماهگرد

همه ی وجودم امروز ده ماهه شدی، خانم شدی، بزرگ شدی، مبارکت باشه نفسم یه سری کاراتو تو پست قبل نوشتم و چندتاشو الان می نویسم اینکه توی خواب کمتر برای می می بیدار میشی سیب زمینی سرخ کرده رو خیلی دوست داری عاشق طعم شور و ترش و تند (مثل تندی پیازچه نه فلفل) هستی خیلی راحت با اون دندونای فسقلیت هویج ، سیب ، خیار سبز ،تکه گوشت و ... رو گاز میزنی عاشق رفتن به جاهای غیر ممکنی (مثل بین صندلی و میز) و وقتی گیر افتادی با یه صدای ملایم مثل گریه میگی ایه ایه ایه منم با شتاب هرچه تمام میام سراغت حتی با دستای پر از کف مایع ظرف شویی عزیز دلم خیلی دوست دارم  ، وقتی از همه ی دنیا سیر میشم و از آدماش دلگیر ...
6 خرداد 1391

کارای جدید.......حرفای جدید

شکوفه ی گیلاس مامان انقدر کارای بامزه میکنی.................. اول بگم امروز 4 خرداد 91 خودت دست زدی...قبلا دستاتو بهم قفل میکردی و می بردیشون بالا ، بعد دستای منو می گرفتی و دست میزدی تا اینکه امروز خودت دست زدی و منم از ذوق محکم دست میزدم و شمام به وجد اومده بودی و همین طور دست میزدی فسقلی من قبلا وقتی دستتو می گرفتی به جایی و می ایستادی یه کم وول می خوردی اما امروز دومرتبه ایستادی بدون کوچکترین حرکتی عطر یاسم وقتی نشستی و جلو پات چیزی باشه که دوست نداری باشه،پاتو تکون میدی تا بزنیش کنار وقتی هم چهاردست و پا میری اگه چیزی جلو راهت باشه با دستات میکشیش کنار و رد میشی در ضمن از رو سر بابا و پای مامان هم رد می شی   یه باز...
5 خرداد 1391

لحظاتی شیرین با درآمدن مروارید های سوم و چهارم

یکی یه دونه ی من ،یه هفته نتونستم بیام  و واست بنویسم آخه شارژ نتم تمام شده بود، مامانو می بخشی دردونه ی من این یه هفته خیلی شیرین بود با اینکه دندونات دارن درمیان ولی با کارای قشنگ و دلچسبت خستگی از تنم بیرون میره اول بگم که سومین مروارید درخشانت روز 27 اردی بهشت نمایان شد اونم کدومش... دندون پیشین میانی سمت راست بالا روز اول خرداد هم یه مروارید دیگه بیرون اومد ، ولی هنوز خیلی معلوم نیست و این یعنی خیلی درد داری ، بمیرم و درد کشیدنتو نبینم آدرسش هم: دندون پیشین میانی سمت چپ بالا انقدر موقع شیر خوردن دندوناتو روی می می فشار میدی که گاهی گریه ام درمیاد اما میدونم که داری اذیت میشی بعضی وقتا هم که...
5 خرداد 1391