تاتی تاتی های استوارت مبارک.....
امروز پنج شنبه ست....11 آبان 91 مامان و بابام خیلی خوشحالن......میگن یه روز بزرگه... مدام قربون صدقه ام میرن و بوسم میکنن.... هی مامانم میگه قربون قدمهای مخملیت....تا حالا هزار بار پاهامو بوسیده.....یعنی راه رفتن انقدر ذوق داره؟ . . . . بعـــــــــــــــله که ذوق داره شوق داره حس پرواز داره.. باید مامان بشی تا درکمون کنی..... قربون پاهای کوچولوت برم من خدایا شکرت هزاران هزار بار موقع ناهار ساعت 2 من و بابا داشتیم ناهار میخوردیم....وندا دوتا قاشق کوچولو خورد و دستشو گذاشت رو شونه بابا و ایستاد...منم واسش لقمه درست میکردم میذاشتم کف دستم تا برد...







